عشق بی سر و ته پارت ۴

های گایز بچه ها ابوالفضلم

ببخشید این پارت کوتاه چون امروز قراره دو تا داستان دیگه هم بزارمدیگه حرف نمی‌زنم برین ادامه

ادامه مطلب

[ یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 16:14 ] [ carmen ] [ ]
عشق بی سرو ته پارت ۳

سلام رفقا من تصمیم گرفتم اسم داستان عشق تاریک و عوض کنم و بزارم عشق بی سروته

ادامه مطلب

[ چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 19:44 ] [ carmen ] [ ]
قسمت ۲ عشق تاریک

داستان از زبان سونیک:

اسم اون دخترو پرسیدم چون هم صورتی بود هم خارپشت همون ملکه ایه که شدو دربارش حرف میزنه

امی رز:اسمم امیه . امی رز از آشنایی خوشبختم

سونیک :منم سونیکم .سونیک خارپشت

امی:پس شما برادر سونیا هستین

سونیک:آره اون کلاس دهمه ازم بزرگتره

اونجک دختر بعد از اینکه فهمید من برادر سونیا هستم رفت

فک کنم ازش دل خوشی نداره ولی سونیا که خیلی خوبه شاید من اشتباه میکنم

داستان از زبان سونیا:

امروز مدرسه نرفتم چون یه خورده حالم بد بود 

یکدفعه در خونه باز شد فکر کردم سونیک یا مانیک هستن اما نه مدرسه که تموم نشده ولی خب دو نفر وارد خونه شدن اون که سونیکه اما چرا چشماش قرمزه و شدو نه شدو نیست شدو که کریستالی نیست اونا اومدن پیش من ترسیده بودم که یه دختر خوشگل وارد شد اما لبخند شیطانی رو لبش بود 

؟؟؟:همیشه میزاشتمexe و مفلیس کار بدخواهام رو تموم کنن اما این دفعه بحث فرق کرده سونیا خانم (لبخند شیطانی)این اولین باره که رئیس رز قاتل خودشو نشون میده تو باید به خودت ببالی 

از زبان سونیک :بعد از مدرسه برگشتم و سونیا رو روی زمین در حالی که خونی بود دیدم و سریع به بیمارستان بردمش 

برای پلیس همه چیز رو تعریف کردم

سونیک:کاش خونه بودم و از خواهرم دفاع می کردم 

پلیس:تو کاری از دستت بر نمیومد اونا آدم های قویتر از تورو کشتن اونا رز قاتلین خطرناک ترین گروه مافیایی تو باید قویتر بشی 

 

 

 

آره من باید قویتر بشم .....

_________________________

به نظر شما اعضای رز قاتل کیان 

راهنمایی:۳ نفرن که ۲ نفرشون تو داستان گفته شد

خدارو شکر سونیک داره با کریم بازی می‌کنه و سر و صدا نمی کنه

ادامه مطلب

[ چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 14:42 ] [ carmen ] [ ]
قسمت اول عشق تاریک

توضیحی خاصی ندارم چون دستم داره می‌شکنه بمولا🥺

ادامه مطلب

[ چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 2:9 ] [ carmen ] [ ]
معرفی داستان � عشق تاریک�

سلام دوستان من نویسنده جدیدم ابوالفضل

خب 

امروز میخام داستان جدیدمو معرفی کنم 

این داستان از همه نوع ژانری داره 

سونیک:بزار منم خودمو معرفی کنم.

من سونیک صدای درون ابوالفضل و بازیگر این داستان .

من:خب بسه دیگه سونیک 

بریم سراغ داستان ...

 

 

 

 

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 15:0 ] [ carmen ] [ ]
آخرین مطالب