مهم

سلام به همگی❄✋

اومدم یک موضوع مهم رو بگم...چون احساس کردم نیاز هست...❄💎

درباره داستان خونه🍷❄

باید بگم فعلا قراره نوشتن داستان خون رو متوقف کنم...چون امسال یک سال سختی برای من هست...و واقعا نمی تونم ۳ تا داستان باهم بنویسم...برای همین فعلا داستان خون متوقف میشه❄

البته نگران نباشینا❄😅ماه کامل آخراشه...احتمالا توی ۳ یا ۴ قسمت دیگه تموم میشه❄ به محض اینکه ماه کامل تموم بشه جایگزین اون داستان خون رو ادامه میدم❄💎✋

ممنونم از همتون که درک میکنین ^^❄💎💎و ممنون که وقت میذارین و نظر میدین ^^❄💎💎

[ دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ ] [ 17:25 ] [ Maria ice ] [ ]
خون🍷قسمت ۳

سلاممم ^^❄💎

بالاخرهه نوشتمشش..هوف..❄

نمی دونم ولی شاید خیلی منتظرش بودین😅❄

خب اینم از این قسمت ^^❄

از قسمت بعدی اتفاقات خفنی خواهد افتاد...😉❄

خب دیگه حرف اضافه بسه...بفرمایین ادامه ^^❄

ادامه مطلب

[ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 10:36 ] [ Maria ice ] [ ]
داستان خون🍷 قسمت ۲

سلام😁❄

خب دروغ چرا...داشتم وسوسه میشدم بذارم...و خب...گذاشتم😁❄💎

توی این داستان با روی جدید از سونیک آشنا میشین😈❄(وی روی سونیک ونیتی کراش زده است...T^T)

به هر حال برین ادامه...

ادامه مطلب

[ دوشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۱ ] [ 18:24 ] [ Maria ice ] [ ]
داستان خون🍷 قسمت ۱

سلام😁✋❄

من اومدم با داستان جدید...داستان خون🍷😈❄و همون داستان جدیدی که گفتم😈❄🔪🍷

اهم...اینو گذاشتم چون میدونم خیلی وقته داستان نذاشتم برای همین گفتم اینو بذارم تا وقت کنم برم ماه کامل و سکوت مرگو بنویسم😶❄✋

خببب...چند نکته:

* این داستان شیپ خاصی نداره :)

*توی این داستان خون زیاده :) (اسمشم خونه -__-)

*اهم...بقیه اشم خودتون در ادامه میفهمین 😁❄✋ بفرمایین ادامه...

❄نظر فراموش نشه😉❄

ادامه مطلب

[ چهارشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۱ ] [ 12:53 ] [ Maria ice ] [ ]
آخرین مطالب