از زبان سونیک:
امی:ام..سونیک؟!
من:بله؟!..
امی:میخوام یچیزی رو نشونت بدم..شاید حالت بهتر بشه!..
من:اون چی هست؟!..
امی:سوپرایزه![لبخند مرموز]
مشکوک نگاهش کردم.این موقع شب سوپرایز؟!..ار یو کیدینگ می؟!..تولدمه خودم خبر ندارم؟!..(مغزت پوکید سونیک جان)
من:باشه.
بلند شدم.
من:بیا اون سوپرایزو نشونم بده؛سریع تر!..(خیلی عجله داره مفلیسو ببینی؟🍾)
امی بلند شد،دستمو گرفت و منو سمت ناکجا آباد کشوند!..
از زبان نویسنده:
رژ:امییییی؟!...
بلیز:امیییی؟؟یاخدا کجاست این؟!..
سالی:احتمالا تو خواب داشته راه میرفته خورده به جایی.(اره داشته راه میرفته)
بلیز:ای خدا..صبر کن ببینم این ماریا کجا موند؟!
ماریا از دور در حالی که میدوید اومد.
ماریا:ببخشید..من..من میخواستم برم به شدو هم بگم بیاد کمک..اما اونام نبودن!نه شدو بود نه سونیک نه سیلور!!اونام گم شدن!!
بلیز:چییییی؟؟!!!سیلور هم؟؟؟؟
سالی:چرا همه باهم غیب میشن؟!
رژ:شکرخدا ناکلز غیب نشده.
ماریا:خبراییه؟
سالی:خبر که بین شما سه تاس.رژ با اون حرفش.تو با اون رفتنت دنبال شدو.بلیزم که نگران سیلوره.مبارکه..سه تا عروسی داریم؟!یا شاید چهارتا؟!
ماریا:ننننننخخخخخخیییییررررر!!!..خبری نیستتتت!!!
بلیز:بچها امی و سیلور مهم ترن!!
ماریا:عه پس شدو چی؟!شدو هم مهمه!
سالی:یکی نیست از سونیک طرفداری کنه..اصلا خودم میکنم سونیک هم مهمه!!!
رژ:بچها؟؟از...ط..طبقه ممنوعه..یه صداهایی میاد..
سالی:ص.صدای چی؟یاخدا..روح؟؟(اون که قطعا هست)
رژ:م.من نمیدونم اما بیاین بریم نگاه کنیم صدای چیه...شاید گمشدان پیدا شدن.
سالی:ایده خوبیه اما اگه روح دیدیم چطوری بکشیمش؟!
بلیز:ماریا میتونه جن گیری کنه ماریا زنجیر مقدس همراهت هست؟(ماریا تو یه خانواده راهبه زندگی میکرده برای همین زنجیر مقدس داره برای جن گیری و این چیزا)
ماریا:اون که همیشه همراهمه.
رژ:این عالیه..پس بریم.
اون چهار دختر در دل تاریکی شب رفتن سمت مدرسه!..
در آن طرف...
شدو دیگه هیچ نایی برای جنگیدن نداشت..مانای کارن به تهش رسیده بود و سیلور هم نمیتونست بجنگه.با اینکه سه به یک بود ولی برتری با ای اکس ای بود.
ای اکس ای:[خنده وحشتناک]ای بابا بچها!..من هنوز یه ذره هم خسته نشدما!!پاشین دیگه..مزه مبارزه رفت!!...
کارن بلند شد و گفت:نمیبینی شرایط رو؟!
ای اکس ای:نیــــوچ!
کارن همون لحظه که نیرویی رو تو دستش جمع میکرد گفت:پس کوری!!
بعد سمت ای اکس ای دوید و نیرو رو محکم زد به گردن بند لایف ای اکس ای؛گردن بند لایف ای اکس ای شکست!..ای اکس ای تعادلشو از دست داد و رفت عقب.کارن جلو اومد و یه مشت محکم کوبید تو صورت ای اکس ای.ای اکس ای هم که رو لبه بود تعادلشو از دست داد و جفتشون از دیوار خراب شده افتادن پایین!!..(خدا بیامرزتتون!..)
سیلور و شدو با ترس و نگرانی بلند شدن و سمت لبه رفتن؛از بالا به پایین نگاه کردن.خون ای اکس ای زمین رو نقاشی کرده بود!..
سیلور با کلی زور زدن با قدرتش خودش و شدو رو برد اون پایین..
در آن طرف...
رژ و بقیه داشتن نزدیک مدرسه میشدن که صدای افتادن شنیدن؛ترسیدن و پشت دیوار قایم شدن!..ماریا محض احتیاط زنجیر مقدسش رو از جیبش برداشت و محکم گرفت تو دستش!..
رژ:خ.خب بچها من میرم نگاه میکنم چی بود بعد بهتون علامت میدم.
سالی:ت.تو میتونی برو.
رژ از پشت دیوار بیرون اومد و نزدیک شد.تونست شدو،سیلور و دوتا جسد رو زمین رو ببینه!..زیر جسدا خون بیداد میکرد!..از اونجایی که رژ به خون فوبیا داشت از ترس خون جیغ بلندی زد!..
سالی،ماریا و بلیز از جیغ رژ فوری پریدن بیرون دیوار و دویدن دنبال رژ؛رژ رو دیدن که داره با لرزسش زیاد به خون رو زمین نگاه میکنه،از اون طرف سیلور و شدو بخاطر جیغ رژ تو شوک فرو رفته بودن و داشتن مثل مجسمه نگاه میکردن!..بلیز عصبانی شد و جیغی زد:اینجا چه خبرههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟
در آن طرف....
کلارا با دیدن برخورد اونا لبخندی زد.با قدرتش یه ستاره دنباله دار درست کرد و پرتش کرد تو آسمون...رافائلا و دراکولا که اونور تر بودن ستاره دنباله دارو دیدن و لبخندی زدن.
رافائلا:نقشه داره خیلی خوب پیش میره!..خب بیا بریم دراکولا کم کم داره نوبت ما میرسه!..
دراکولا:مشتاقانه منتظرم قیافه ترسیده مفلیسو ببینم!..
در آن طرف....
وقتی کم کم نزدیک اون انبار شدن امی وایساد،برگشت سمت سونیک و گفت:سونیک چشماتو ببند!
سونیک هوفی کشید و چشماشو بست.درک نمیکرد این سوپرایز چی هست!..امی دست سونیکو گرفت و بردش نزدیک انبار!..مفلیس رو اون دور تر دید..بهش علامتی داد.مفلیس رفت سرجاش!..امی سونیک رو برد تو انبار،دستش رو ول کرد و از انبار رفت بیرون.
امی:[زیر لب]شرمندم سونیک!..
امی:میتونی چشماتو باز کنی سونیک.
همزمان با باز شدن چشمای سونیک در انبار محکم بسته شد و سونیک تو انبار گیر کرد!..سونیک به انبار نگاهی کرد.
سونیک:این بود سوپرایز؟!
صدای مفلیسو از دور شنید!..
مفلیس:هاها!آره سونیک!این بود سوپرایزی که برات آماده کرده بودیم!!