عشق ممنوعه 💟 قسمت ۱

عشق ممنوعه 💟

 

 داستان از زبان ؟؟؟؟

 

(همه‌ی شخصیت ها رو نیمه انسانی تصور کنید )

 

 

 

بازم همون روز اومد....

 

همون روزی که از این شهر رفت....

 

رفت پاریس چون رئیس A.E.Oبهش دستور داده بود

 

اون میتونستش که نه بگه.....اما نگفت

 

چون باید شایدارک(Shaidark) رو تعقیب می‌کرد

 

شایدارک همون فردی بود که خانواده‌ش رو ازش گرفته بود

 

فقط براش یه برادر باقی مونده بود که اون سیلور هست.

 

حتی سیلور هم از رفتنش خبر نداره...

 

دلم برای اون موهای صورتی و چشای زمردی تنگ شده، اون لبخند ملیح و اون صدای زیباش.......

فکر میکنم که حداقل ۱ یا ۲ ماهی میشه که رفته

هنوز همگی منتظرشیم ...... خب من اونو از اونجایی میشناسم که.....

(فلش بک)

یه روز خوب و آفتابی بود....بلاخره تونستم با تیلز بهترین دوستم برسیم به سیاره ی جدید....اسمش رو نمیدونم ولی جای خیلی باصفایی هستش....وسط این سیاره ...یه پایگاه فلزی کوچولویی که به شکل یه توپ هستش با زنجیر های خیلی بلند و کلفت وصل شده......همین طوری داشتم میدوییدم که صدای گریه ی یه دختر بچه رو شنیدم....

از داخل دشت پراز گل کنارم میومد....رفتم پیشش...به خارپشت بودش....که صورتی رنگ بود..خیلی کیوت بود....:ببخشید ببینم حالتون ...خوبه ؟

سرش رو بلند کرد و گفت :نه.....پرنده‌ ی من به‌خاطرمن زخمی شده [گریه]

:هی ...هی...آروم باش ..اشکالی نداره....من یه دوستی دارم که میتونه زخمش رو خوب کنه....راستی اسم من سونیکه....و اسم تو چیه ؟

امی:اسم من امی رز ه😊

:خیلی خب امی....بیا بریم پیش دوستم .... اسمش تیلزه .....و.....

[پایان فلش بک]

عجب روزهاي رو کنار هم داشتیم....... اوایل اونو به چشم یه خواهر نگاه کردم اما بعدش یه دوست... بعد فراتر از یه دوست......

اون واقعا سرسخته...... هم از لحاظ احساسی.....و هم از لحاظ جسمی.......

وقتی که به مهمونی سالی رفتیم ...... وقتی سالی با من رقصید چیزی نگفت....وقتی سالی منو بوسید بازم چیزی نگفت.....فقط داخل چشاش قطراتی جم شده بود و بعد رفت بیرون......

 

منم دنبالش رفتم ولی پیداش نکردم....تا اینکه صدای آوازی شنیدم.....مثل صدای... امی بودش!!!!

رفتم کنارش و روی چمن نشستم.....و ازش معذرت خواهی کردم ولی فقط داشت آواز میخوند.....


If you love me 

So don't leave me 

اگه منو دوست داری

پس ترکم نکن

If you want me 

So believe me 

اگه تو منو میخوای

پس باورم کن

Know that about me.....

اینو بدون درباره‌ی من


 

من هیچ وقت نباید اون حرفو بهش میزدم.......

 

ادامه دارد......؟؟

مخفف(A.E.O) میشه سازمان ضد شرارت

برچسب ها: عشق ممنوعه 💟
[ چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 11:58 ] [ carmen ] [ ]
آخرین مطالب