۱- اول از همه شهری که توش سونیک و بقیه زندگی می کنن اسمش کرالوِرد هست...و گرین هیلز نیست.( کلا داستان یک جور متفاوته😁)
۲- سونیک توی این داستان می تونه ورهاگ بشه.(ورهاگ سونیک حضور داره) و تنها کسی نیست که ورهاگه....امی هم می تونه ورهاگ بشه :)
۳- سونیک توی این داستان شوخ و یکمی بی حاله.( چشمای نیم باز با یک لبخند...این شکلیه👇)
۴- سونیک به عنوان ورهاگ قابلیتی داره که اسمش سوپر مود هست.(Super Mode)...سوپر نیست بلکه یک حالتی هست که وقتی نمی تونه تو حالت ورهاگ خودشو کنترل کنه به این قدرت دست پیدا میکنه...(تصویرشو میکشم میذارم❄)
۵- امی و سونیک هر دو توی زمان بچگی خانواده هاشونو به خاطر حمله شکارچیا به دستور پادشاه اون زمان...از دست دادن...و سونیک و امی فقط زنده موندن...البته امی مرگ پدر و مادرشو دیده ولی سونیک نه....( توی داستان بهش اشاره میشه)
۶- شروع داستان یکمی عجیبه...شما مثل دیدن یک فیلم سینمایی تصورش کنین تا بتونین با ادامه داستان(یعنی دقیقا از پارت اول تا آخر) ارتباط خوبی برقرار کنین....و بابت همین موضوع شرمنده 🙂💔
۷- حالا کسایی که توی داستان حضور دارن: شدو، تیلز، سیلور، بلیز، ناکلز( در آخرای داستان)، و روژ....( شاید در ادامه بقیه هم حضور پیدا کنن)

روژ هم ایشونه😌(ناکلز هم بعدا میذارم چه شکلیه توی داستان...)
۸- سونیک و تیلز و امی...یک گروه از دزدای حرفه ای شهر هستن...و اسم گروهشون دارک مون ( Dark Moon: ماه تاریک) هست...و تیلز توی گروه، هکره...برای باز کردن گاوصندوق و .... و امی و سونیک پشتیبانی کننده هستن...امی مدافع و سونیک مهاجم....( البته امی تو کار تغییر قیافه هم هست •-•)

تیلز🙂❄

امی😁❄
۹- بر خلاف داستان قبلی....اینجا سونیک و شدو دشمن هستن...( فعلا) و شدو یک شکارچی هیولا هست، حرفه ای، جسور، باهوش،....که یا هیولاها رو میکشه یا اونا رو میبره به زندان FAM مخفف Falling Monsters (افتادن هیولاها •-• خیلی چرته می دونم به روم نیارین •-•)

این هم شکارچی شدو😁 البته شما با اسلحه هم تصورش کنین😶💔
۱۰- سیلور و بلیز ملکه و پادشاه شهر کرالورد هستن....شهر یک چیزی بین تکنولوژی و قدیم هست :) ( آروزی کسایی که میخوان سیلور و بلیز ازدواج کنن برآورده شده •-•)

پادشاه سیلور😅

ملکه بلیز😌❄
۱۱- فعلا راجب روژ چیزی نمیگم سوپرایز بشین 🙂❄
۱۲- زندان FAM: سه پادشاه قبل از سیلور....هیولاها رو می کشتن...ولی پادشاه سیلور دستور ساخت این زندان رو داد که تا ۵ طبقه زیر زمین از زندان مردم معمولی هست.... و جایی هست که اگه یک هیولا بره اونجا دیگه هرگز نمی تونه بیاد بیرون و تا ابد همونجا می مونه....یا شکنجه میشه....یا ازش به عنوان برده استفاده میشه...( راجب سونیک صدق نمیکنه •-•)
۱۳- پدر و مادر سونیک توسط یکی از اجداد شکارچی شدو، (اسمشو با هم بخونین به هم وصل نکنین) کشته شدن🙂 پس شاهد مبارزه بین سونیک و شدو باشین....
۱۴- همه دزدای معروف و مخوف شهر آرزوشونه که جواهر اوریتا که مربوط به خاندان سلطنتی و معمولا دست ملکه هست بدزدن....و خب گروه سونیک هم اینکارو میخوان بکنن :) ( جواهر اوریتا در اصل یک تیکه از زمرد بزرگ هست که خیلی وقت پیش شکسته و یک تیکه اش در اختیار این خانواده سلطنتی قرار گرفته....قبیله ناکلز دنبال آخرین تیکه زمرد بزرگ هستن....که همون جواهر اوریتا هست)
خب اینم موضوعیت کلی داستان....🙂 از فردا پارت جدید رو میذارم و بگم تازه در حال نوشتنش هستم...پس ممکنه این داستان دیر و زود داشته باشه...🙂 و ممکنه حتی یک جزئیاتی از داستان، وسطا به ذهنم برسه که توی مقدمه نگفته باشم....در این صورت، همون لحظه میگم پس به بزرگواری خود ببخشید🙂❄....