سرنوشت قسمت پنجم

( داستان از زبان بلیز ) 

من و مانا همدیگه رو بغل کرده بودیم که صدای بلندی از پشت مدرسه اومد. نکنه اونا باشن ؟ ولی نه ، صداش شبیه صدای شکستن شیشه بود . یعنی چی شده ؟

مانا : بلیز ! تو هم به چیزی که من فکر می کنم فکر می کنی ؟

( واقعاً این چه سوالیه ؟ 😑 )

من : آره ، کار اوناست . مانا ! بیا کارشون رو بسازیم . 

( منظورش اینه که اون افرادی که برای اگمن کار می کنن و توی مدرسه خودشون هم هستن باعثش شدن . ولی قضیه اونقدر ها هم ساده نیست. 😎 )

مانا : عجله کن امی ! ممکنه این فرصتی بشه که بتونی بدون امتحان وارد مقاومت بشی . ( شروع به حرکت کردن به پشت مدرسه )

امی : بدون امتحان ؟

من : آره . برای ورود به مقاومت باید یک امتحان بدی . این امتحان از سرعت و قدرت و مهارت هات گرفته میشه . البته اگه بتونی خودت رو توی یک مبارزه ثابت کنی ، اوضاع فرق می کنه . 

امی : در این صورت ، من تمام سعی ام رو می کنم تا خودم رو ثابت کنم .

مانا : همینه ! تو می تونی دختر !

من : درسته ! تو ...

چی ؟ اون ؟ یعنی ممکنه ؟ 

( داستان از زبان ؟؟؟ ) 

خوبه . این هم از این . ممکنه این یک اتفاق ساده باشه ولی این یک هشدار برای مقاومته . شاید هم مقاومت هنوز نفهمیده . آره ، این هشدار برای یک نفره . تنها دختر دارای فرم سوپر!

( داستان از زبان سیلور ) 

سونیک باید اینجا باشه . پایگاه مقاومت ! 

من : سلام تیلز . پس اینجایی سونیک ؟

تیلز : سلام سیلور . خوش اومدی .

سونیک : س - سلام سیلور . انتظار نداشتم بیای ! 

من : بله ، معلومه انتظار نداشتی جناب بلوبری خان ! خب ، جواب سوالم چی شد ؟ 

سونیک : کدوم سوال ؟

من : اینکه ما هم عا ...

سونیک : اینکه نشد سوال . من فکر کردم سوال علمی داری . ( زدن خود به کوچه علی راست )

( علی چپ خز شده )

من : معلومه داری از جواب دادن طفره میری . نکنه عاشق شدی ؟

سونیک : چی ؟ من و عشق ؟ من به همچین چیزی اعتقاد ندارم !

تیلز : سونیک عاشق شده ؟


کیریم : ....

من : چی شده ؟

کیریم : باز هم جای حساس ؟

من : مشکلی هست ؟ ( با لبخند شیطانی یوسانو سان )

کیریم : ( با ترس ) نه ! اصلاً ! هیچی!

من : سوال این قسمت اینه که مشکل سیلور چیه که این سوال رو صد بار می پرسه ؟

کیریم : معلومه که ...

من : ساکت ، لباتو به هم می دوزم ها . ( تقلید از کویو اوزاکی ) 

​​​​​​امیدوارم از این قسمت خوشتون اومده باشه . 💜

[ شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 16:51 ] [ ریحانه ] [ ]
آخرین مطالب