( داستان از زبان بلیز )
من و مانا همدیگه رو بغل کرده بودیم که صدای بلندی از پشت مدرسه اومد. نکنه اونا باشن ؟ ولی نه ، صداش شبیه صدای شکستن شیشه بود . یعنی چی شده ؟
مانا : بلیز ! تو هم به چیزی که من فکر می کنم فکر می کنی ؟
( واقعاً این چه سوالیه ؟ 😑 )
من : آره ، کار اوناست . مانا ! بیا کارشون رو بسازیم .
( منظورش اینه که اون افرادی که برای اگمن کار می کنن و توی مدرسه خودشون هم هستن باعثش شدن . ولی قضیه اونقدر ها هم ساده نیست. 😎 )
مانا : عجله کن امی ! ممکنه این فرصتی بشه که بتونی بدون امتحان وارد مقاومت بشی . ( شروع به حرکت کردن به پشت مدرسه )
امی : بدون امتحان ؟
من : آره . برای ورود به مقاومت باید یک امتحان بدی . این امتحان از سرعت و قدرت و مهارت هات گرفته میشه . البته اگه بتونی خودت رو توی یک مبارزه ثابت کنی ، اوضاع فرق می کنه .
امی : در این صورت ، من تمام سعی ام رو می کنم تا خودم رو ثابت کنم .
مانا : همینه ! تو می تونی دختر !
من : درسته ! تو ...
چی ؟ اون ؟ یعنی ممکنه ؟
( داستان از زبان ؟؟؟ )
خوبه . این هم از این . ممکنه این یک اتفاق ساده باشه ولی این یک هشدار برای مقاومته . شاید هم مقاومت هنوز نفهمیده . آره ، این هشدار برای یک نفره . تنها دختر دارای فرم سوپر!
( داستان از زبان سیلور )
سونیک باید اینجا باشه . پایگاه مقاومت !
من : سلام تیلز . پس اینجایی سونیک ؟
تیلز : سلام سیلور . خوش اومدی .
سونیک : س - سلام سیلور . انتظار نداشتم بیای !
من : بله ، معلومه انتظار نداشتی جناب بلوبری خان ! خب ، جواب سوالم چی شد ؟
سونیک : کدوم سوال ؟
من : اینکه ما هم عا ...
سونیک : اینکه نشد سوال . من فکر کردم سوال علمی داری . ( زدن خود به کوچه علی راست )
( علی چپ خز شده )
من : معلومه داری از جواب دادن طفره میری . نکنه عاشق شدی ؟
سونیک : چی ؟ من و عشق ؟ من به همچین چیزی اعتقاد ندارم !
تیلز : سونیک عاشق شده ؟
کیریم : ....
من : چی شده ؟
کیریم : باز هم جای حساس ؟
من : مشکلی هست ؟ ( با لبخند شیطانی یوسانو سان )
کیریم : ( با ترس ) نه ! اصلاً ! هیچی!
من : سوال این قسمت اینه که مشکل سیلور چیه که این سوال رو صد بار می پرسه ؟
کیریم : معلومه که ...
من : ساکت ، لباتو به هم می دوزم ها . ( تقلید از کویو اوزاکی )
امیدوارم از این قسمت خوشتون اومده باشه . 💜