سرنوشت قسمت سوم

( داستان از زبان ؟؟؟ )

نه ! خانم وارد شد . به احترامش همه ایستادیم . من باهاش مشکلی ندارم و اونم با من مشکلی ندارن . تنها مشکلی که هست اینه که اون دبیر فیزیکه و امروز از همه درس ها امتحان داریم .

( من این قسمت رو وقت استراحتم بعد از خواندن فیزیک نوشتم . بخاطر همین راحت تونستم این قسمت رو بنویسم . منظور از همه درس ها یعنی همه درس های فیزیک نه ریاضی و علوم و ... )

- صبح بخیر بچه ها ! همون طور که می دونید شما امروز امتحان پایان ترم فیزیک دارید . نگران نباشید ! امتحان امروز آسونه . 

( هروقت معلم ها این رو گفتن یعنی امتحان سخت هست 😵 )

فقط یادتون نره راه حل ها رو بنویسید . اگر سوال رو بلد نبودید حداقل راه حل رو بنویسید تا نمره راه حل رو بدم . راه حل ۰/۲۵ نمره داره . سیلور ! برگه ها رو تقسیم کن. اسم کلاستون رو حتماً بنویسید .

( منظورش برای مثال هفتم ۱ یا هفتم۲ هست . )

خانم اوزاکی مراقب شما هستند .

( به روم نیارید که از کدوم انیمه آوردم 🥲 )

سوالی داشتید به او بگید تا به من بگه و من هم بیام سر کلاس شما . سوالی نیست ؟

کلاس در سکوت غرق شده بود .

- خوبه . حالا شروع کنید .

بلافاصله خانم اوزاکی دبیر هنر وارد کلاس شد . خب ، سوال اول : 

شکل زیر شخصی را نشان می دهد که با وارد کردن نیرو ، وزنه ۲۰۰ نیوتنی را تا ارتفاع ۰/۲ متر بالا می برد . کاری که انجام می دهد چقدر است ؟

خب ، فرمول کار چی بود ؟ آهان میشد W = F × d . حالا باید این رو بنویسم :

W = ۲۰۰ N × ۰/۲ m = ۴۰ J

خوبه . این سوال حل شد .

( نمونه سوال خودمون توی فیزیک بود . )

( ۴۰ دقیقه بعد )

بلاخره از دستش خلاص شدم ! از فیزیک متنفرم ( منم ⁦^_^⁩ ) حالا باید برم طرف مقاومت . داشتم می رفتم که یکی از دوستام رو دیدم . 

( داستان از زبان امی ) 

منتظر مانا بودم که دستی روی شونه ام خورد و با چهره ی دوست صمیمی و اولین دوستم در مدرسه آشنا شدم. اون ...


کیریم : باز هم جای حساس ؟

من : آره دیگه . حالا خواننده ها باید دوست صمیمی امی رو حدس بزنن .

کیریم : 😐

من : چیه ؟ 

کیریم : هیچی .

من : شک دارم .

کیریم : فقط خواستم بپرسم الان که داستان رو نوشتی بریم سراغ exe و پدر پدر جدش رو جلوش ظاهر کنیم؟

من : ( لبخند شیطانی ) بریم .

[ پنجشنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 16:3 ] [ ریحانه ] [ ]
آخرین مطالب