Chernobyl

🔴

🔴 🔴

🔴 هشدار!! 🔴

🔴 هشدار!! 🔴

🔴 🔴 🔴 🔴 🔴 🔴

-------------------------------------------

این داستان براساس داستان و اتفاقی کاملاً واقعی از فاجعه هسته ای نیروگاه چرنوبیل نوشته شده است و تنها شخصیت های داستان تخیلی و غیر واقعی هستن (به دلیل قوانین وبلاگ)

____________________________

درتاریخ26آوریل1986میلادی راکتور هسته ای شماره4نیروگاه چرنوبیل در نزدیکی شهر پریپیات دچار نقص فنی و سپس منفجر شد.(مثلا الان 26آوریل1986هست) سونیک و دوستانش که در سازمان مدیریت بحران کار میکردند برایه جلوگیری از گسترش حادثه و مواد رادیواکتیو به منطقه اعزام شدن

سونیک: خب بچه ها اوضاع خیلی خرابه باید لباس مخصوص و تهچیزات مناسب بپوشیم

امی: خب... اصلا الان باید چیکار کنیم

_باید یه نقشه بکشیم که تشعشع مواد رادیو اکتیو کم بشه

شدو: سلام. شما باید سونیک سرتیم عملیاتی سازمان مدیریت بحران باشید

_بله و این هاهم همکاران من هستن و شما...

-من شدوهستم مهندس و سازنده نیروگاه چرنوبیل

سالی: خب... مهندس به ما بگو که چه جوری این اتفاق افتاده

_دیشب یعنی25آوریل سیستم های نیروگاه رو برایه شبی سازی و تست خاموش کردیم اما من به سر پرست این شبیه سازی گفتم که خطرناکه اما اون گوش نکرد و گفت برایه اینکه کاکنان آمادگی مقابله با حوادث احتمالی رو داشته باشن باید این شبیه سازی انجام بشه. نیم ساعت از رزمایش گذشت و همه چی عادی بود تا اینکه متوجه شدیم راکتور شماره4نیروگاه درحال گرم کردنه و دماش داره میره بالا دلیلشم این بود که وقتی سیستم های نیروگاه خاموش شدن شوک به سرد کننده راکتور وارد میشه و از کار میوفته. بعدش وضعیت قرمز اعلام کردیم هرکاری که کردیم راکتور دماش پایین نیومد تا اینکه امروز ساعت5صبح منفجر شد

سونیک: ساعت5صبح این اتفاق افتاده و ساعت12ظهر به ما اطلاع دادن... عجب!!

تیلز: آیا در نزدیکی اینجا شهری هست!!

شدو: آره درست یک کلیوتر از اینجا فاصله داره. این شهر برای خوانواده کارکنان و کارکنان نیروگاه ساخته شده که جمعیتش تقریبا5000نفره چون بعضی از مردم مناطق دیگه به اینجا سفر کردن

سالی: شهر تخلیه شده!!

_نه

-وای نه! این چیزی که دستگاه شناسایی رادیو اکتیو به من میگه تا شعاع دو سه کیلومتری اینجا در معرض دوز بالای رادیو اکتیو قرار دارن و ممکن بمیرن

_از صبح تا الان گذارشاتی از مرگ چندین نفر به دست مارسیده فکر نمیکردیم که ماله...

-فوراً مردم رو از شهر خارج کنید و از دولت درخواست کمک کنید که بیمارستان و ماشین های تهجیز در اختیار مردم بزارن چون مردم نیاز به مراقبت های ویژه دارن

(خب باید یه توضیح کوچیکی بهتون بدم. دلیل اینکه مواد رادیو اکتیو انقدر خطرناکن اینه که به راحتی از بدن انسان عبور میکنن و ژن(DNA) انسان رو به راحتی تخریب میکنن که باعث به وجود اومدن انواع مختلف سرطان میشه که اگه دوز رادیو اکتیو بالا بشه افراد ظرف چندساعت یا یکی دو روز میمیرن و اگه دوز از یه حدی پایین تر باشه شاید افراد چند سالی زنده بمونن)

(داخل شهر)

از زبان یکی از بچه های ساکنین شهر:ساعت تقریبا2بعدازظهر بود. من باچنداز دوستام داخل خیابون داشتم بازی میکردم که یهو یه ماشین بزرگ با سرعت وارد خیابون شد و با بلندگو اعلام میکرد که:(هشدار!! وضعیت فوق العاده!! حادثه ای در نیروگاه چرنوبیل به وجود اومده!! تخلیه فوری شهر!!) بعد مامانم به سرعت اومدم سمتم و منو برد خونمون بعد باشرعت لباسامو تنم کرد و چند دست لباس و وسایل داخل یه چمدون گذاشت و به سرعت از خونه خارج شدیم. خیابون خیلی شلوف بود همه مردم داشتن با هر وسیله ای که دردسترس بود از شهر خارج میشدن. ماهم رفتیم سمت فرودگاه که بریم سمت اوروپا که خونه مادر بزرگ و خواهر مادرم اونجاست... از داخل هواپیما داشتم نیروگاه رو میدیدم... مثل جهنمه تمامی درخت ها و جنگل های دروبر نیروگاه در حال سوختن هستن... جنگل کاج رو هم میدیدم که درخت هاش قرمز شده بودند(به دلیل اینکه درخت کاج مواد رادیو اکتیو رو به خودش جذب میکنه)

(اون طرف)

سونیک:خب... من یه نقشه کشیدم که فکر کنم جواب میده

سالی: فکر میکنی!! یعنی اگه جواب نده...

_ممکنه چندین کشور دچار مشکلات بسیار بزرگی بشن

-پس باید امیدوار باشیم که جواب بده

امی: خب حالا نمیتونستی نقشه دقیق تری بکشی!!

سونیک: نه!چون هم زمانمون محدوده هم با این شرایط هر کاری رو بخوایم بکنیم ممکنه درست از آب درنیاد

شدو: خب زود تر نقشه رو بگو که دست به کار شیم

_ببینید الان نیروگاه مخزن آبش ترکیده و سرعت تشعشع مواد رادیو اکتیو بیشتر شده... ما باید آب رو تخلیه کنیم و بعد با ریختن چندین لایه بتون رویه راکتور تشعشع رو قطع کنیم... ما به غیر از خودمون نیاز به چندتا غواصی که بتونن داخل آب با دمایه بالا شنا کنن نیاز داریم چون برایه رسیدن به فلکه تخلیه آب سدی که نیروگاه ازش استفاده میکنه باید بریم زیر زمین که پر آب داغه

شدو: غواص ها و تهچیزات لازم تا1ساعت دیگه آماده میشن

رژ: خوبه!! بریم آماده شیم

(1ساعت بعد)

سونیک: وقته عملیاته

امی: بریم تو کارش(یهو امی بی حال میشه و بالا میاره🤢🤮)

رژ: وای چی شد!؟

سالی: خوبی

امی: آره چیزیم نیست که(تا میاد که بلند شه دوباره میخوره زمین)

سونیک: امی!!(قبل از اینکه امی باسر بخوره زمین میگرش)

شدو: وای نهه!!

_چی شده!!

-اینا علائم آلودگی به رادیواکتیوه!

_یعنی الان... نهههه!!

-هنوز دیر نشده باید فوراً انتقالش بدیم به یه بیمارستان مجهز... هماهنگ میکنم با مقامات دولت تا سریع تر انتقالش بدیم

امی: نههه... منم باید باشم... میتونم...بیام

سونیک: آروم باش چیزی نیست🥹(امی رو بغل میکنه و پشونیش رو میبوسه)

شدو: خب بریم

سونیک: بریم

(بچه ها به غیر از امی که انتقالش دادن به بیمترستان میرن به محل حادثه)

سونیک: مهندس شدو تو و سالی بامن بیاید تیلز و رژ هم برن سمت اتاق فرمان که دکمه دسترسی دستی رو فعال کنن که ما بتونیم آب رو تخلیه کنیم ناکلز توهم با مسئول انتقال درپوش راکتور در ارطبات باش(درپوش راکتور یه تابوت بزرگ که از چندین لایه بتون و سیمان ساخته شده که اونو بالایه راکتور آسیب دیده نصب کنن که شدت رادیو اکتیو کم شه اینم عکسش👈👇)

(سونیک با سالی و شدو میرن داخل آب و چند تا غواص دیگه هم دنبالشون میان)

سونیک: داریم کم کم میرسیم

سالی: ها... اره😖

_چی شده

-نگران امی هستم

_نگران نباش مجهز ترین بیمارستان دنیا داره اذش مراقبت میکنه

-بباشهه

شدو: خب... باید بریم به سمت سطح آب

سونیک: باشه

_خب ببین اون راکتوره که داره میسوزه و شدت تشعشع مواد و اکتیو خیلی زیاده اگه از اونجا بریم ممکنه انفجار رخ بده و...

(یهو اون چند تا غواص نور هایی رو داخل راکتور میبینن و فکر میکنن که اونا روح دوستاشونه که داخل این حادثه جونشو از دست دادن و میرن سمتش(اون نور ها ماله رادیو اکتیوه)

سونیک: نهههه... نرید

(بوممم!!)

شدو: برید زیر آب!!

(بعد از چند دقیقه میان بالا)

سالی: وای نهه😖😭ماهم میمیریم...

سونیک: چرا اینکار رو کردن!؟

شدو: نباید خونشون رو هدر بدیم... ببین فلکه 1متر جلوتره و زیر آبه

_خب بربم تو کارش

-ببین الان خیلی تشعشع زیاده باید سریع خارج شیم الان فقط30ثانیه فرصط داریم مگر نه ماهم آلوده میشیم

_سریع بریم زیر آب

(میرن به سمت فلکه هرکاری میکنن نمیچرخه چون آب باعث شده که زنگ بزنه)

شدو: 20ثانیه مونده

سونیک: باز شوووو!!(بالا خره فلکه رو باز میکنن و از اونجا خارج میشن)

سونیک: بالاخره!!(از هوش میره)

سالی سونییک!!

(نگران سونیک نباشید از شدت خستگی اینجوری شده)

(2ماه بعد)

سونیک: به به!! امی خانوم!!خپب شدین

امی: آره!🥹(امی رو از بیمارستان ترخیص کردن و خوب شده)

سالی: خب بریم خونه... واقعا استراحت لازمیم

_مردم چی شدن... موفق شدین... الان اوضاع چطوره...

سونیک: مثل اینکه این دوماه خواب بودی... نگران نباش همه چیز به خوبی تموم شد🫡😘

پایان...

---------------------------

این حادثه که یک حادثه بزرگ بود و هزاران نفر در این حادثه صدمه دیدن و چندصد نفر جان خود را از دست داده اند یک هفته پس از مهار حادثه یک تابوت بزرگ فلزی را رویه راکتور آسیب دیده قرار دادند تا تشعشع کم شود ام چند سال بعد به دلیل تشعشع زیاد مواد رادیو اکتیو تابوت شکاف خورد و آن را محکم و مقاوم تر بازسازی کردن اثرات این حادثه هنوز که هنوزه برجا مانده است برایه اطلعات بیشتر میتونید تحقیق کنید

______________________

خب اینم از این...ببخشید آخراش زیاد خوب نشد چون هرچی تحقیق کردم نفهمیدم که درست چجور این کارارو انجام دادن و منم دیگه مجبور شدم مطلب نزدیک به واقعیتو بهش بچسبونم... واینکه یکم دیر شد خب سرم شلوغ بود ببخشید 🥰😘فعلا بای

موضوعات: تک پارتی ها
برچسب ها: تک پارتی , Chernobyl
[ سه شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳ ] [ 22:42 ] [ ابولفضل ] [ ]
آخرین مطالب