داستان از زبان تیلز
اون گفت:تموم شد سونیک تموم شد... کیاس کنترل
یه نور سفید همه جا رو گرفت...چشمامو بستم بعد چند ثانیه چشمامو باز کردم اون نور نبود....یهو صدای خنده (شیطانی) اومد
اون روی هوا بود چشماشم بسته بود
شدو گفت:اگمن چیکار می کنی
اگمن برگشت و گفت:(وقتی که دورش یه حلقه آتیشی سبزه)به من نگو اگمن من کیاس اگمن هستم...(فریاد و انفجار حلقه)
یه موج اومد سمت ما
شدو با عجله گفت:همه برید پشت من
بعدش با کیاس اسپیر موج رو منهدم کرد
شدو یه نفس عمیق کشید و گفت:بخیر گذشت
یهو زمین لرزید....زمین داشت ترک بر می داشت...سونیک گفت: شوخی می کنی زمین لرزه اونم الان
زمین آروم گرفت و دیگه نمی لرزید
کیاس اگمن فریاد زد:سعی نکن شعله های منو منهدم کنی چون باعث ترک خوردن زمین میشه شدو خارپشت
شدو با اخم به اون نگاه می کرد...با عصبانیت گفت:من برترین موجود زنده روی زمینم بنابراین یه راهی پیدا میکنم که از صفحه روزگار محوت کنم
اگمن با تمسخر گفت: واقعا در مورد من اینجوری فکر می کنی؟؟؟فکر می کنی من یه نوبم که نمی تونم از این قدرتا استفاده کنم خوبت می کنم شدو خوبت می کنم!!!
شدو خیلی سریع به سمت اون پرید و با کیاس اسپیر به اون حمله کرد ولی اون با یه حلقه آتیشی شدو رو پرت کرد روی زمین
شدو روی زانوش نشست همینطور که داشت نفس نفس می زد سرشو بالا آورد
اگمن با تمسخر گفت:از اونجایی که من وقت ندارم می خوام برم به کارام برسم....این وسط شما هم با اینا مبارزه میکنین...براتون آرزوی موفقیت می کنم
بعدشم شروع به خنده کرد... بعدش دستاشو آورد بالا و رفت بالاتر
بدنش همینطور سبز و سبز تر میشد
شدو داد زد:سالی تو امی ببر بیمارستان
بقیه هم برید پشت اون تپه(اشاره به راست)
هممون به حرفش گوش دادیم و رفتیم پشت تپه ولی شدو باهامون نیومد
اگمن همینطور خیره به شدو داشت انرژی جمع میکرد...بعد چند ثانیه یه صاعقه به جلوی شدو زد شدو هم پرت شد عقب... اونجا یه چیزی داشت ساخته می شد یهو یه ربات بزرگ از اون گرد خاکا اومد بیرون(مثل سونیک خارپشت دو اصلا همون رباته)
اگمن با خوشحالی گفت:اینم از این حالا بریم سراغ بعدی
بعد دوباره چند رگه نیرو از منشور پارا دوکس بهش متصل شد بعد یه لیزر چند رنگی به سمت راست شدو زد و شدو دوباره پرت شد(حالا میگید چرا شدو مثل مجسمه ها ایستاده خوب معلومه به دلیل اینکه ترسیده چرا شو بعداً بهتون میگم)
از اون همه گرد و خاک یه انسان بزرگ شبیه اگمن با سیبیل ها بنفش و دست و پای آبی ظاهر شد (توی سونیک پرایم فصل دوم قسمت هشتم هستش)
اگمن با خوشحالی داد زد: تاثیر گذار بود مگه نه....با منشور خیلی کارا میشه کرد...راستی معرفی نکردم ایشون اگمن بات هستن(اشاره به راست)و ایشونم جاینت اگمن هستن(اشاره به چپ) امیدوارم خوب باهم بجنگید
بعدشم شروع به خنده کرد...چند ثانیه بعد گفت:نابودشون کنید!
اون دو تا سمت ما حمله کردن
سونیک پرید و سریع دوید و رفت پیش شدو
ناکلز روشو به من کرد و گفت:تیلز ما هم باید بریم پیش شدو
منم جواب مثبت دادم و ناکلزو گرفتم و پرواز کردم سمت اونا
وقتی رسیدیم دیدم سونیک به شدو می گفت:شدو به خودت بیا چرا خشک شدی
همه داشتیم شدو رو تکون می دادیم تا حرکت کنه
من دست برا دار شدم و به اون رباتا نگاه کردم با خودم گفتم:یکی از اونا از فلز و اون یکی از طبیعت و نیرو ی منشور درست شده پس....یه فکری
سریع به بچه ها با ذوق و اشتیاق داد زدم:بچه ها من می دونم چطوری شکستشون بدم (کیا شخصیت مورد علاقشون تیلز هست تو نظرات بهم بگید...یکیش منم)
همه منو با تعجب نگاه کردن شدو گفت: واقعا میدونی
گفتم:آره....تو و ناکلز اون رباتو سرگرم کنین...سونیکم اون یکیو...حالا به یه نفر نیاز داریم که انرژی منشور که من قبلاً ذخیره کردمو بهش تزریق کنم
سونیک با شجاعت سیس عقاب گفت:من این کارو میکنم
سرمو به نشانه تایید تکون دادم و گفتم:تا من دستگاهو میسازم شما اونا رو سرگرم کنین
بعدم همه طبق نقشه عمل کردنو رفتن.....زود باش تیلز نوبتیم که باشه نوبت تویه سریع دمام رو چرخوندم به سمت کارگاه رفتم
داستان از زبان نویسنده
تیلز در حالی که مشغول ساخت تزریق کننده نیرو بود باقی در حال سرگرم کردن آن دو غول بزرگ بودند...در چند دقیقه بعد تیلز ساخت دستگاه را به اتمام رساند و نیرو ی منشور پارادوکس را درون آن تزریق کرد...بعد از انجام این عمل خطاب به همه گفت:بچه ها ساخت دستگاه تموم شد اونا رو بیارین اینجا... سونیک تو باید درست بین اونا باشی روی هوا
همه جواب او را دادند:باشه
سونیک با اسپین دش به چشم سمت چپ آن موجود زد....آن موجود فریاد زد و به سمت سونیک راه افتاد
در این حال سونیک به خودش گفت:چه قدر بلدم بقیه رو اذیت کنم(خدا وکیلی اگه تو داستان من یه حرف درست زده باشه اینه تماممم)
از آن طرف شدو با کیاس اسپیر از جلو و ناکلز با مشت از پشت ربات را به زمین انداختند ربات بلند شد و به طرف آن دو حرکت کرد و آن دو به سمت سونیک حرکت کردند
در حالی که آن دو غول بزرگ روبهرو ی هم بودند سونیک در بین آن ها پرید و روی هوا خطاب به تیلز گفت:حالا
تیلز به سمت سونیک هدف گرفته و نیرو را برای تزریق شلیک کرد
نیرو به سونیک خورد و او نیرو بسیاری گرفت جوری که یک حالت جدید داشت
چشمانش را بست خار های پشتش بنفش شده بودند وقتی چشمانش را باز کرد عنبیه چشمانش بنفش بود(توی سونیک پرایم فصل دوم قسمت هشتم میتونین ببینین اگه متوجه نشدین)
به عصبانیت به سمت جاینت اگمن حرکت کرد و با یک دست تمام نیرو آن را گرفت و به سمت ربات اگمن یک لیزر که سرشار از نیرو بود زد
بر روی سینه ربات یک سوراخ عمیق شکل گرفت و ربات بر روی زمین افتاد(شما فکر کنید قطر سوراخ ۵ متره)
در حالی که سونیک نیرو به اتمام رسیده بود و روی هوا معلق بود
چشمانش بسته شد و بیهوش در حال سقوط بود در این حال تیلز فریاد زد: سونیکککک